در کشور ما هر روز مفاهيم تازه يي پديدار مي شوند. به عنوان مثال هر کسي که در حد دبيرستان با زبان عربي آشنايي دارد، تاکنون فکر مي کرد که واژه «مستند» برگرفته از ريشه «سند» و به معني اظهاراتي است که بر پايه سند و واقعيت ساخته شده باشد.
سه شنبه شب، حوالي ساعت 22، پيامک هاي متعددي از همکاران و دوستان دور و نزديک برايم ارسال شد که همگي مرا به تماشاي شبکه سوم صدا و سيما دعوت مي کردند. در اين برنامه، تحت عنوان «سينماي مستند» که به نمايش فيلم هاي مستند اختصاص داشت، فيلم کوتاهي با نام «مïد شده» نيز به نمايش درآمد که منتظر پخش آن بودم. حدوداً يک ماه پيش عوامل ساخت آن با مراجعه به کلينيک من، خواستار انجام مصاحبه يي در مورد حيوانات خانگي شده بودند. از آنجا که مدت هاست به عنوان کارشناس در امور نگهداري از حيوانات خانگي افتخار همکاري با رسانه ملي را دارم، خوشحال شدم که اين بار گروهي مستقل، به مساله نگهداري از سگ ها مي پردازند. طبيعتاً من هم در آن مصاحبه سعي کردم از منظرهاي متفاوتي به اين موضوع بپردازم. بنابراين از مزايا و فوايد نگهداري سگ به همان اندازه گفتم که از معايب و دشواري هاي آن. متاسفانه سازندگان اين فيلم، بدون رعايت اصول اوليه رفتار و اخلاق حرفه يي، مصاحبه مïثله شده يي را از من - و احتمالاً ساير مصاحبه شوندگان - در لابه لاي تصاوير گنجانده بودند که بيش از هر چيز گوياي واژگونه شدن مفهوم مستند و مستندسازي نزد گروهي از متخصصان عرصه فيلمسازي است؛ گروهي که از گفته هاي ديگران فقط «لا» را نقل مي کنند و از «الا» سخني به ميان نمي آورند و همچنان به مستندي که به تصوير کشيده اند دلخوش اند،
ذکر اين نکته که حکم ديني در اين باره چيست، نيازمند مقال و مجال ديگري است. در اينجا به ذکر مطالبي که به حوزه تخصصي من و مصاحبه مذکور مربوط مي شود بسنده مي کنم، هر چند که ممکن است توضيح واضحات و بازگويي ابتدايي ترين اصول انساني به نظر برسند؛
نه فقط سگ ها بلکه هيچ يک از مخلوقات خدا و هيچ يک از مصنوعات ساخته دست آدمي، نماد خير و شر مطلق نيستند. حïسن و عيب همه چيز به شيوه استفاده ما انسان ها بستگي دارد و اشتباهات هيچ کس را نبايد به پاي آفريده هاي خداوند متعال نوشت. سلب آسايش ديگران، قطعاً عملي نکوهيده و غيراخلاقي است، خواه از جانب سگ همسايه، خواه به وسيله دستگاه صوتي همسايه و خواه از طرف بچه همسايه، تصور نمي کنم اگر روزي توپ فوتبال يکي از بچه هاي محل، شيشه منزل کارگردان همين فيلم را بشکند ايشان دست به کار ساخت مستندي در مورد مضرات توپ، عواقب ناهنجار ورزش فوتبال يا پيامدهاي منفي بچه دار شدن بشوند،
از سوي ديگر، کساني که به نگهداري سگ علاقه دارند، با انگيزه هاي گونا گوني اين کار را انجام مي دهند. گروهي به سگ نگاهي ابزاري داشته و از اين حيوان فقط براي کار و نگهباني استفاده مي کنند. عده يي به پيروي از دستورات الهي و اخلاق انساني، حمايت از اين آفريده هاي خداوند را وظيفه خود مي دانند. بخشي از آنان براي رفع تنهايي، سگ ها را مونس و نديم خود کرده اند و البته گروهي نيز براي مفاخره يا به واسطه غربگرايي شان، سگي را به مالکيت خود درمي آورند. اما به خاطر اين دسته اخير، نمي توان گرايش به نگهداري از سگ را که در ايران پيشينه يي به بلنداي چند هزار سال دارد، يک عادت کاملاً غربي دانست. مضافاً اينکه استفاده ابزاري از مفهوم غرب گرايي حاصلي جز سردرگمي و خلط مبحث نخواهد داشت؛ سازندگان اين فيلم مستند قطعاً بهتر مي دانند که وضعيت بهداشتي کشور ما در مقايسه با جوامع اروپايي و امريکايي، جايگاه قابل دفاعي ندارد،
در مصاحبه يادشده، تکه هايي از گفته هاي من در مورد بيماري هاي مشترک ميان انسان و سگ و اصولاً خطرات احتمالي زندگي در کنار سگ ها نقل شده بود. با ذکر اين نکته که گفته هاي نگارنده، بخشي از يک واقعيت گسترده و ناتمام محسوب مي شود، بايد به سازندگان مستند فيلم «مد شده» گفت که نه تنها سگ، بلکه ديگر حيوانات (و البته تمامي انسان ها) مي توانند ناقل بيماري هاي خطرناکي باشند که راه جلوگيري از بروز آن، نشستن در کنج يک قرنطينه خودساخته و پرهيز از تماس با تمامي جانداران نيست.
بخشي از فيلم به نمايشي تخته حوضي از دعواي ساکنان يک مجتمع با پسر جواني اختصاص داشت که سگ کوچکي را در بغل گرفته بود. اگرچه همه ما قرار بود به عنوان تماشاگر، طي يک نتيجه گيري اخلاقي، بفهميم که سگ مزبور چه مشکلاتي را براي همسايه ها به وجود آورده، به طور ناخواسته متوجه احساس ديگري شديم؛ سگ بخت برگشته، در برابر انسان هايي که بر سر صاحبش فرياد مي کشيدند و خودش را به گاز گرفتن کودکان ساکنان آن مجتمع متهم مي کردند، حتي به اندازه يک «پارس» ناقابل از خود واکنش نشان نداد،با توجه به متوسط سن کساني که در کشور ما خواهان نگهداري سگ هستند (زير 25 سال) بايد به علل اين گرايش پي برد، قطعاً پاک کردن صورت مساله نمي تواند ما را به نتيجه يي رهنمون شود. در مورد ميل انسان ها به نگهداري از حيوانات خانگي دلايل عديده يي را ذکر مي کنند. اما وقتي به ياد مي آورم چگونه حرف هايي که به امانت به انساني ديگر سپرده بودم، به راحتي دگرگون شده است، وقتي مي بينم چگونه يک مستندساز، به همين راحتي با اعتبار شغلي يک متخصص بازي مي کند، حس مي کنم ديگر عميقاً درک مي کنم که چرا خيلي از ما انسان ها همزيستي با هر موجودي را به هم صحبتي با برخي افزار ترجيح مي دهيم.